حکایت پسرک و سبد گردو...

 

 

  

 

     سبد گردو:

روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد،آن را پشت اسب گذاشت
و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت:
” این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم دهکده، فقط در صف بایستید و هرکس یک گردو بردارد
به اندازه همه گردو در این سبد است و به همه می‌رسد ”

مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند.

پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت:
“نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر چیزی نمی‌رسد.”

او چنین کرد و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند
پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت:
“من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.”

خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است
و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند.

خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که
این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد.

بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است.

بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهد شد و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید.

پنجمین نشست دوره دوم در دوران فترت انجمن...

 

پنجمین نشست دوره دوم در دوران فترت انجمن...

 

 

  

بیاری اهورامزدا

پنجمین جلسه دوره دوم انجمن نیکوکاری ماوندادی زرتشتیان(در دوران فترت) در تاریخ             1394/08/15  ساعت 9 بامداد روز آدینه در دفتر تهران باحضور اعضای هییأت مدیره وبازرس انجمن تشکیل

  ومهمترین تصمیم جلسه  بازسازی خانه ماونداد تهران به نام انجمن در اولین فرصت می باشد . شاد باش 

****************************************************************

  بیاییدفرصت های زندگی را دریابیم و  بدانیم که فرصت با هم بودن                 چقدرمحدود  است           

          {{{نگاه خداوند به دستهای پاک است نه دست های پر }}}

               ** زمستان ماندنی نیست  حتی اگر تمام شب ها یلدا باشد**

                                                    

    {}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}}{}{}{}{}{}{}{}{}{}

روزهای خوب خواهند آمد...

 

  

         **************************************************************************

  در سایتی دیدیم که بسیاری از خویشان این روزها زادروزشان

 را جشن می گیرند، ما هم این زیبا جشن تولدشان را به این

 گرامیان  شاد باش می گوییم و آرزو داریم سالیان

 سال زندگانی را در کنار خانوادهاشان  به شادی و

 خوشی سپری کنند.

      *****************************************************************************